غمی خیس

آرام دلم رفت به دنیای قدیمی

پرتاب شدم سمت غزل‌های قدیمی

وا شد به رویم پنجره‌ی کهنه و خسته

تا پر شدم از عطر تماشای قدیمی

رفتم لب حوض وسط خانه نشستم

غلطید غمی خیس به سیمای قدیمی

برخاستم و چرخ زدم کنج اتاقم

با خاطره‌ی مادر و نجوای قدیمی

گنجشک پرید و وسط باغچه جان داد

در فاصله‌ای دور دو تا پای قدیمی

تا کوچه دویدم پی تقدیر که شاید

پاسخ شنوم از دل غوغای قدیمی

از حافظه‌ی آینه‌ها پاک شد انگار

آرامش حیرانی و ژرفای قدیمی

فریاد سکوت و حشراتی همه خوشحال

مهمانی تنهایی تنهای قدیمی

بر کاشی پر گرد و غبار آه کشیدم

هی حرف زدم با شب رویای قدیمی

از خمره‌ی شیرین تب اندوه چشیدم

خون شد دلم از مزه‌ی خرمای قدیمی

یکباره به‌هم ریختم از شدت باران

در گوشه‌ی تالار شکیبای قدیمی

من شاعرم و تاب غم و غصه ندارم

دق می‌کنم از غربت فردای قدیمی

چشم من و دلواپسی و داغِ همیشه

جان غزل و رقص الفبای قدیمی

هر گوشه‌ی این خانه پر از یاد نگاهی‌ست

هر گوشه‌ی این خانه‌ی زیبای قدیمی

حالا منم و زمزمه‌ی آبی پرواز

جان می‌دهم از دیدن اشیای قدیمی

هر روز رسیدیم به تنهایی تازه

هرگاه دلم رفت به دنیای قدیمی

 

مصطفی کارگر

18 خرداد 1392

 

دوست عزیزم دکتر مهدی دهرامی هم در اینجا یادداشتی بر این شعر نوشته اند که بسیار از ایشان سپاسگزارم.

/ 10 نظر / 16 بازدید
غزل

می گویند : سـاده نیست . . . گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!! امـا من گذشتم . . .

نخودی

ربـایش شعر "خالـو راشـد" توسط یکـی از اهالــی بغلستان !!! جهت اطلاع از مـاوقـع حتمن تشریف بیاورید.

ری را جویباری

همیشه درود دوست عزیز... با احترام و افتخار دعوتید به جشن واژه هایم... پیروز- سرفراز- ماندگار و برقرار بمانید. [گل][گل][گل]

حسین رحمانی

شعرت قشنگ و ساده و صمیمی بود .من تازه شروع کردم .اگه ممکنه بخونیشون و نظر بدی . ممنون

ایزانلو

سلام و عرض ادب با یک غزل در خدمتتون هستم...[گل]

جشنواره وبلاگ نویسی واجب فراموش شده ( با موضوع امر به معروف و نهی از منکرو... ) به همراه اهدا 6 کمک هزینه سفر به مشهد مقدس به نفرات برگزیده – آخرین مهلت ثبت نام 25/7/92- جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به وبسیات sjavan.irمراجعه نمایید.

kamran dadashnia

سلام . به روزم و منتظر نظر شما . یا علی مدد

kamran dadashnia

سلام . به روزم و منتظر نظر شما . یا علی مدد