آه از قلم ـ برای حضرت رقیه(س)

به دل‌های ما بغض غم ریخته

غبار عزا و الم ریخته

 

پر و بال فکرم به ویرانه رفت

به جایی که آه از قلم ریخته

 

در این گوشه از سرزمین بلا

قوانین عالم به هم ریخته

 

پدر گشته مهمان دختر ولی

تو گویی که سر در حرم ریخته

 

بغل کرد وقتی سر یار را

صدا زد که غم بر سرم ریخته

 

سه ساله! نظر کن که از آه تو

چه داغی به چشمان نم ریخته

 

اگر شاعر اهل دل خواستی

ببین هر قدم محتشم ریخته

 

مصطفی کارگر

گراش ـ 15 آبان‌ماه 1392

شب سوم محرم

/ 6 نظر / 215 بازدید
هوشبری89

امشب بقیع زائر ندارد.....غریب کیست؟

رسول رضایی

سلام ومهر طرحی تازه مرا به روز کرد تشریف فرمایی شما باعث دل گرمی ست دعوتید به"تنهایی پرهیاهو"[گل]

سیدعلی رضایی

ببین بعضی چیزا هستش به یک بارم نمی ارزه عسل بانو ببین دایی دلت یکبار می لرزه... سلام با لالایی برای "عسل بانو" بروزم و منتظر حضورتون[گل]

مهرابی

سلام اقای کارگر . ممنون که سرزدید به وبلاگم.شعر زیبایتان را هم خواندم . انشالله توفیقی باشد در شب شعر شیراز حضور داشته باشیم . راستی جایزه شعر انقلاب را هم تبریک می گویم . موفق باشید .

بصارتی

سلام . شعر گذاشتم نمی خوانید؟