شب شعر عاشورا

هفته گذشته در شب شعر عاشورای شیراز شرکت کردم. با سابقه ترین شب شعر مستمر کشور. امسال بیست و پنجمین دوره آن برگزار شد. چهارشنبه و پنجشنبه شب شعر خوانی و صبح جمعه مراسم افتتاحیه سال آینده و سخنرانی دکتر محمدرضا سنگری عزیز و عزاداری مختصر اما زیبا. به اندازه یک سال لذت بردم از شعر. کلی شاعر خوب دیدیم. یه قرار مفصل برای حضور ناصر فیض همراه با هفت هشت شاعر طنز نویس کشوری در گراش را با جناب فیض گذاشتم. شاعران نوستالژی مان را هم دیدیم. مثل مصطفی رحماندوست، جعفر ابراهیمی (شاهد)، بابک نیک طلب، غلامرضا بکتاش، افشین علا و شاعران ذهن امروزمان مثل دکتر مجتبی رحماندوست، هاشم کرونی، سید امین جعفری، بیژن ارژن، امیر اکبرزاده، خسرو آقایاری، اصغر عظیمی مهر، پانته‌آ صفایی بروجنی، مجتبی صادقی، غلامعلی مهدیخانی، قاسم صرافان، حامد حجتی، پروانه نجاتی، حمیدرضا شکارسری، میرزا محمد شعله، ایوب پرندآور، علیرضا رنجکش، ناصر فیض، محمود حبیبی کسبی، فروغ تنگاب، عبدالرضا کوهمال، فرشته محمدی، علی فردوسی، هادی فردوسی، میلاد عرفان پور، حسنا محمدزاده کاشی، محسن ناصحی، مریم عمارلو، محمدرضا سلیمی، عباس شاهزیدی، مجتبی حاذق و دوستان خوب دیگری که الان توی ذهنم نیستند متاسفانه. چهل و هفت نفر شعر خواندند. جای همه آنهایی که نیامدند خالی بود. به اعتقاد من هر کس نیامد به خودش ظلم کرد.

اینبار اهل بیت هم همراهمان بودند. این آقا مهدی ما که الان سه و نیم سال دارد؛ شعر میگوید به اعتقاد من. وقتی توی اتوبوس بودیم و داشتیم میرفتیم شیراز، یک لحظه چراغ خاموش و روشن شد و آقا مهدی این شعر را گفت:

این چراغه سفیده

این چراغه قرمزه

هی داره روشن میشه

هی داره خاموش میشه

این چراغا قشنگه

89/11/5

/ 6 نظر / 27 بازدید
محمدامین

خدا کند شاعرانگی مهدی و شور شب شعر اندکی شما را برای گفتن یک غزل زیبا در موضوع شگفتی های عاشورا تحریک کند

انصاری

سلام برکارگرعزیز باتشکرازلطف سرشارتان شماهم لینگ شدید. برای زمزمه شاعرانه های سرشارت می آیم. به امیددیدار

هاشمی

سلام.

سیب

سلام امیدوارم یه شاعر خوب بشه [گل]