لباس سیاه

یادم میاد کوچیک بودم بابام برام لباس خرید

رنگ لباس کوچیکم نه سبز و سرخ و نه سفید


پرسیدم از بابام چرا رنگ لباس من سیاس

بابام چواب داد: پسرم چون مال ایام عزاس


پرسیدم از بابام بازم به من بگو عزا چیه؟

معنی این سینه‌زدن میون گریه‌ها چیه؟


بابام جواب داد که عزا حسرت مردن خوباس

چشای بارونی‌ش می‌گفت: صاحب این عزا خداس


کنج لباسم یه نفر یادم میاد با رنگ زرد

یه «یا حسین» نوشته بود که منو دیوونه می‌کرد


وقتی که سینه می‌زدم دستم می‌خورد رو «یا حسین»

بابام می‌گفت تو زندگی بمون همیشه با حسین


آی آقایون آی خانما دین من و شماس حسین

هر کی دلش هوایی شد بیاد تو بین الحرمین


بیاین بریم با همدیگه اونجا عزاداری کنیم

برا اباالفضل و حسین بشینیم و زاری کنیم


ده شبه که من و شما روضه‌ی مولا می‌خونیم

با دعای مادرامون یه ساعت اینجا می‌مونیم


سینه زنای باصفا! گرمی بزم روضه‌ها!

اینجا نمونین به خدا! پاشین بریم تو کربلا


یه «یا حسین» بگیم همه شام غریبون بگیریم

اگه خدا توفیق بده شاید همونجا بمیریم


خبر دارین این لحظه‌ها خیمه‌ی مولا می‌سوزه

برای دخترا دل ِ زینب زهرا می‌سوزه


بچه‌ها از ترس می‌دون دشمنا پشت سرشون

می‌لرزن و جیغ می‌زنن سوخته همه معجرشون


1 اسفند 1383

/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Raheleh Bahador

محرم هم مرحرم های قدیم. سوز و گدازی داشت، حرمتی داشت. غم داشت. راستی ، سلام!

Raheleh Bahador

محرم هم محرم های قدیم. سوز و گدازی داشت.حرمتی داشت. غم داشت. راستی، سلام!

باران

متفاوت اما بسیار جالب.زیبا و پرمعنا التماس دعا

فاطمه

زيبا بود... بديد دست مهدي آنچنان روضه اي ازش در مياره که خودتونم کيف کنين...حيف که توش بدارر نداره[لبخند]

متین

کاش اینگونه بود جناب کارگر. کاش هنوز به همان چشم کودکی به کربلا نگاه می کردیم. آه من وقتی روضه خوان از سر بریده حرف می زند در نمی آید. آه من وقتی بلند می شود که این جماعت غافل کل مراسم را رها می کنند و دو کلمه علم و ادب و اخلاق حسینی را فدای داستانهای امروز و دیروزشان می کنند و تا مداح گفت یا حسین اشک می ریزند. کاش می دانستم به چه می گریند این جمعیت به ظاهر پرشور. به عقیده ی من امروز حسین را زنده نمی کنند بلکه یک تراژدی مطرح می شود که کسی حتی قادر به درکش هم نیست. کاش کربلا زنده می شد نه داستانی از کربلا.

شعر با طعم گیلاس

سلام شعر جذابیت های زیادی د ارد میشود گفت یک کار موفق رده سنی نوجوان است شاد باشید

خیال آبی

سلام. از لحظه هایی گفتید که برامون غریبه نیست. به خاطر سادگی و صمیمیتش دوستش داشتم.

نوید روانبخش

احسنت...فیض بردیم دلمان هوایی نینوا شد.....قسمت کند این شعر را با هم در بین الحرمین زمزمه کنیم...انشالله