قنوت پریدن - لبیک به مطروحه مقام معظم رهبری

رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه‌ی دل

خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه‌ی دل

مقام معظم رهبری

 

 

تقدیم به جانبازان شهید

 

قنوت پریدن

 

پشت نگاه تو خیس است در کوی رندانه‌ی دل

همچون مسافر که چشمش مانده به افسانه‌ی دل

 

من روبروی تو هستم وقتی تو آیینه هستی

خون است و طوفان شیون سهم من از خانه‌ی دل

 

لحن غرور تو درد است درد تو تفسیر مرد است

گل می‌دهی عاشقانه در متن کاشانه‌ی دل

 

ای ابتدای رسیدن در چشم‌های تو پیدا

جنس تو یعنی تپیدن در کنج ویرانه‌ی دل

 

ای عاشقی را نشانه ای بال و پر را بهانه

در پهنه‌ی آسمان‌ها همدرس جانانه‌ی دل

 

آرامش‌ات غرق غوغا دستی بکش بر سر موج

دریا پر از اتفاق است در پیش پروانه‌ی دل

 

ای همنفس با شهیدان پیوسته از روز میدان

پیش از قنوت پریدن رو کن به خمخانه‌ی دل

 

واکردی آخر گره را از پای خونین پرواز

یاد تو تا هر چه ایام ماند به پایانه‌ی دل

 

16 تیرماه 1390

مصطفی کارگر - گراش

 

این شعر اینجا هم هست

و اینجا

و البته اینجا

همچنین اینجا

اگر جاهای دیگر هم هست من خبر ندارم.

اینجا هم هست که یک وبلاگ مخصوص همین کار است.

/ 10 نظر / 69 بازدید
مطروحه

سلام شعرهای خوب را "اینجا" جمع می کنیم.

سلام بر شبیر

سلام با پست - سوغات سفر - به روزم. منتظر مهربانی های شما... موفق باشید. علی...

راضیه یوسفی

سلام استاد. باعث افتخار هر گراشی است.حتما ساعت 9 شب منتظر حضور شما هستیم.ممنون که خبر دادین. به امید سربلندی و موفقیت روز‌افزون شما

مهرزاد

سلام حيف كه دير به وبلاگ سر زدم و از ديدنش محروم موندم انشاا...تو همه ي كاراتون موفق باشين

نظام الدین مقدسی

درود و احوال فکر کنم یک بار با موسی بندذی به گراش آمدم و شما را دیدم .یادم نیست در آن کتابخانه کوچک و دوستان شاعر دوست داشتنی شما هم بودید یا نه ؟ از خواندن شعرت لذت بردم . هر چند دیگر از شاعری دست کشیده ام و به قول گلشیری شکست خورده ام و پناه برده ام به داستان ولی لذت شعرها را راموش نکردهام . شما باعث افتخار فقط گراش نیستید . شما قسمتی از خلا ادبی ایران را پر می کنید . خوشحالم .ذهنتان روشن باد .