اتوبوس

مسافرش نرسیده، شکسته بال و پر است

شبیه برگ خزانی اسیر و دربدر است


ردیف صندلی خالی همین اتوبوس

به فکر آمدن عاشقانه ی سفر است


یکی صدا زد و با خشم رو به راننده:

چرا معطلی آقا برو که بی ثمر است


به ما چه او نرسیده... نیامده... دیر است

برو که سود نماندن ز صبر بیشتر است


ردیف خالی و یک جمع آشنا بی هم

پدال گاز و دو چشم سیاه جاده پرست


22 بهمن 1389

شیراز

/ 5 نظر / 77 بازدید
پویان

با سلام پایگاه تخصصی بهداشت عمومی راه اندازی شد حتما به سایت سر زده و عضو شوید تا بتوانید مطالب مورد نظر خود را در سایت درج کنید منتظر حضور گرم شما هستیم موفق باشید

سعیدی راد

سلام. اینم با الهام از شعر شما: در جاده پر خطر نیامد با من من ماندم و چشم تر ... نیامد با من می گفت که همیشه با تو هستم اما افسوس در این سفر نیامد با من

سعیدی راد

اصلاحی: من ماندم و چشم تر ... نیامد با من در جاده پر خطر نیامد با من می گفت همیشه با تو هستم اما افسوس در این سفر نیامد با من

محمدامین

زیبا بود