ضربان کلمات

سلام. روز حافظ مبارک بر همه‌ی دوست‌دارانش. من پدر شعری‌ام را حافظ می‌دانم. این غزل را توی حرمش نوشتم.

 

با تو گل کرد جهان در هیجان کلمات

ریخت در دامن احساس، جهان کلمات

 

شانه‌ای طاقت تنهایی مفهوم نداشت

غزلیات تو راهی‌ست به جان کلمات

 

گفتی از آینه و روشنی و شعر و سکوت

این چه حرفی‌ست که خواندی تو میان کلمات

 

تشنه‌ی آب حیاتیم بگو خضر کجاست

ای غم هر غزلت شرح و بیان کلمات

 

کاش ما نیز ببینیم الف قامت یار

نرسد تا دل‌مان جز به روان کلمات

 

به من خسته بیاموز شبی زمزمه را

تا شوم چله نشین ضربان کلمات

 

حافظ از طوف حریمت به خودم باز رسان

ای غزل‌نامه‌ای از نامه‌رسان کلمات

 

تا ابد معتکف باغ دلت خواهم شد

تا نباشد نفسم غیر زبان کلمات

 

٢٩ شهریور ماه ١٣٨٩ ـ شیراز ـ حافظیه

 

/ 8 نظر / 30 بازدید
Raheleh Bahador

سلام. با اسم حافظ شب دراز یلدا یادم میاد و انار و...

مهدی رحیمی زمستان

سلام عزیز ممنونم از اومدنت واز نظرت خیلی وقته که جایی شعر نمیدم ولی شاید شب شعر عاشورا کار دادم فضاشو دوست دارم

محمدامین

تو حافظیه توی اون همه شلوغی فقط دلم میخواس اونجا باشی. یه چن تا عکس گرفتم بعدا میزارم اگه شد...

رحمانیان

اون حجره ها رو که آدما میشینن دیدین باصفاس

نارسیس

نه به شدت محمد امین؛اما این عکس را برای غزل شما گرفتم. http://forum.rayanet.com/picture.php?albumid=357&pictureid=7414