اين شعر را براي کنگره شعر ولا فرستادم که توي کتاب اشعار برگزيده هم چاپ شده است.

تقديم به پيشگاه مولاي خوبي‌ها علي(ع)

حضور غزل

 

شولاي زخم بر تن لبخندها شکفت

دريا نماز موجي خود را تمام کرد

مردي در آستانه‌‌ي بار سفر

خود را قيام کرد

سنگيني حضور غزل‌ها

در پيچ  و تاب ثانيه‌هايي سرخ

هي پا کشيد روي زمين

سرد و بي‌قرار

چون آبشار

ما را يتيم شهر بناميد بعد از اين

خورشيد نور سر زده آمد

به شوق دين

بالا زدند فرصت و احساس و آستين

تا بشکفد سرود غم‌انگيز

با شعري از تبسم همراه با سکوت

تا گل کند ترانه‌ي عشق

در باغچه

در انقلاب منتظر پشت روزها

تا تر شود معاشقه‌ي اشک و رازها

در چاه‌ها

مردي که بود رونق پيشاني‌اش خدا

مردي بزرگ با نفس او غريبه‌ها

با خلق و با شکوه خداوند هم‌نوا

همراه و همصدا

6/9/86

[ ۱۳۸٦/۱٠/۱٢ ] [ ۸:٠٧ ‎ق.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب