تقديم به شما:

تو پر چه زود کشيدي ز دست ما کوچک

که سهم خاک بمانيم خسته، تا کوچک ـ

ـ تر از دو قطره‌ي اشکي شويم روز نخست

و بال پنجره گردد به کوچه وا کوچک

چه کوچه ساده به تبريک جاده مي‌آيد

همان که مانده در آن ردّي از دو پا کوچک

هنوز باور ديدار در عدم سخت است!

و در برابر بابا تـُن ِ صدا کوچک

کنار ابر گرفتي براي خود خانه

و او به خاطر تکرار طعنه ها کوچک

صداي زنگ در او را در اول هر صبح

سلام توست! به خوابش ولي بيا کوچک

نمي شود که ببيني قدم قدم برود

کند به سرعت دل طول راه را کوچک

زني به لهجه ي مادر شبيه مادر تو

صداي مرد خودش مي‌زند: کجا کوچک؟!

و او شبيه بزرگان به حرف مي‌آيد:

خدا بزرگ! ولي حجم دست ما کوچک!

[ ۱۳۸٦/٦/٢٥ ] [ ٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب