سلام.

محرم هم رسيد و باز دلها عاشورايي شد. اين غزل تقديم به همه آنهايي که دلشان مولايي شده است:

 

تا رديف غزليات خدا با درد است

خنده‌ي هرچه من و هرچه تو رنگش زرد است

من به قانون جنون و تب و دل پابندم

هرچه آيد به سرم باز دلم با درد است

شور پاييز که همسايه‌ي شيون‌ها بود

تحفه‌اي تازه به درگاه سکوت آورده‌ست

رونق هلهله از حنجره‌ام پر زد و باز

غربت آينه با حوصله بازي کرده‌ست

دفتر شاعر ديوانه افق را فهميد

تا مياندار دل خسته‌ي دريا مرد است

سقف محراب فرو ريخت و ديدم که هنوز

کلبه‌ي گريه ميان همه شبها سرد است

8/9/85

[ ۱۳۸٥/۱٠/۳٠ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب