سلام به همه دوستان خوبم!

بعد مدتها خرابی اينترنت شهرمان و سکوت ذهنی، غزلی تازه تقديم به شما:

 

متفکر گوشه جشن

درِ گشوده ی چوبی... کلام... دانشجو

و ايستاده چه با احترام دانشجو

برای عرض خوش آمد کنار درب ورود

پسر و دختری از نسل نام: دانشجو

به فرق صندلی آوار یک تن سنگین

و حجم سالن زیبا، تمام دانشجو

چقدر مجری خوبی! متین و خوش صحبت

که مثل او تو ببینی کدام دانشجو...؟

یواش پشت تریبون درون میکروفونش

بایستاد و صدا زد: سلام دانشجو

جواب کف زدن از خلق ناگهان برخاست

تو گویی آمده بر پشت بام دانشجو

صدای نازک مجری چقدر خوشمزه

شبیه گشنگی و صرف شام. دانشجو ـ

ـ ی ساکتی متفکر درست گوشه ی جشن

نشسته بود در آن جمع عام دانشجو

دلش گرفت... کمی پرکشید... عاشق شد...

 

 

نقد هم بفرماييد.

[ ۱۳۸٤/٥/٢۳ ] [ ۸:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب