سلام!
هر دفعه كه مي‌آيم تا وب لاگ را به روز كنم، احساس همنفسي مي‌كنم با ادبيات و دوستان خوب.

غزل از خودم:
چشمم هزار مرتبه درگير چشم تو
مثل غروب متن افق پير چشم تو
اين ذهن پر ترانه و اين ورد روي لب
بي‌اختيار زمزمه، زنجير چشم تو
من با مداد رنگي تاريك و روشنم
نقاش مي‌شوم در اساطير چشم تو
آبي كه نيست چون اگر آبي‌ست: آسمان
يا سبز: رنگ و روي كمي زير چشم تو
حالا دو حرف مانده برايم: سفيد محض
ـ يك ذره فرق با دل من ـ قير چشم تو
تو تك ترين روايت اين بوم عالمي
اي جبرييل عرش خدا سير چشم تو
كي مي‌شود به نام نگاهت سفر كنم
بي قعر چاه جاده و تاخير چشم تو
دخترچه خاطرات همين دختران فصل
خود مهر صحتي‌ست به تفسير چشم تو
پيش از رديف، قافيه خيلي قديمي است
با اين وجود، قاتل من تير چشم تو
۸۲/۵/۳۰

خوشحال مي‌شوم اگر دوستان نظر بدهند و راهنمايي بفرمايند.
[ ۱۳۸٢/٦/٥ ] [ ٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب