سلام

اين روزها دچار گريز از بازي‌هاي واژگاني شده‌ام.

دلم براي حرف‌هاي ساده و خودماني تنگ است.

 

پس اين غزل‌ترانه تقديم به امام رضا(ع):

 

 

زمزمه

 

كاش كبوتر بشم و تو حرمت پر بزنم

چون گدا يه گوشه‌اي بشينم و در بزنم

آغاجون دوسِت دارم به گنبد طلات قسم

من مي‌خوام بيام و چون همه بهت سر بزنم

دست من خاليه و تو مي‌توني پُـرِش كني

تا يه بارم كه شده سبو ز كوثر بزنم

رو لبم زمزمه‌ي علي علي موسي الرضاست

انگاري همش بايد صداي حيدر بزنم

من غلام توام و صاحب اين دلم تويي

كاش مي‌شد بگي مي‌خوام يه سر به نوكر بزنم

گناهام زياده و بازم بهم نظر داري

كاري كن شهيد بشم يه جام ديگر بزنم

مادرم گفته هميشه ياد تو باشم آغا

اون ميگه تو رو صدا به ياد مادر بزنم

 

 

نقد هم بفرماييد.

 

 

 

[ ۱۳۸۳/٩/۱٠ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب