سلام عزيزان!

اينبار ميخوام يكي ديگر از شاعره‌هاي شهرم را معرفي كنم.

سركار خانم صالحه خندان كه هم در شعر دستي دارد و هم در نقاشي. عربي و انگليسي را هم دانشجوست. هرچند كم مي سرايد اما آنچه را كه عرضه مي‌كند قابل خواندن هست و زيبا.

با هم شعر سپيدي را از ايشان ميخوانيم:

 

وقتي همه تكه هاي حافظه‌ات

از كنار هم...

در پشت خيس‌ترين جاده هاي غروبي يخ زده گذشتيم

و درخت‌ها كه مريض‌تر از هر وقت ديگر بودند

برايمان نه مرثيه خواندند، نه لالايي

من سردم شده بود ـ خيلي ـ

و از ترس له شدم

و جايي كه نبود

باد آن همه نياز برگ‌هايت را با خود كجا برد

اي بهشت گمشده!

و حافظه‌ات

پشت خيس‌ترين جاده‌ها توي سرم وول مي‌خورد...

صداي هق هق مي‌آيد

 

 

در پايان يك رباعي هم از خودم مي‌زنم تقديم به آقا!

من سجده به خاك جمكران مي خواهم

از يوسف گمگشته نشان مي‌خواهم

فرياد و فغان از غم تنها بودن

من مهدي صاحب الزمان مي‌خواهم

 

نقد بفرماييد كه بسيار موجب خوشحالي است.

 

يا علي

 

[ ۱۳۸۳/۳/۱ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب