سلام دوستان!

خسته نباشید! امیدوارم آفتاب زیبای این روزها را بفهمید. هرچند برخی از نقاط کشور هوا ابری است!

امروز آخرین جمعه پاییز 82 هست

و هنوز آقا نیامده

کاش می آمد....

 

این غزل تقدیم به آن حضرت و دوستدارانش:

 

 

چه خوب می شد اگر سر بلند می کردم و جای پای تو را روی چشم می دیدم

 

تبرک است وجودت برای من مولا! همیشه بذ تمنا به سینه پاشیدم

 

تو می رسی... تو گمانم رسیده ای از دور از آن زمینه ی شرجی به سمت تازه شدن

 

هزار مرتبه افسوس! من در این جالیز درون خویش بپوسیدم و نروییدم

 

شیار سرخ دلم رو به دردها باز است هوای پنجره یعنی همیشه خاموشی

 

صدای ناله چه محزون به گوش می رسد و... امید دست تو دارم بیا که خشکیدم

 

نیاز، نقطه ای از یک هزارم احساسم؛ سلام، اوج حضور است و رمز بودن من

 

تو را به هر که که او را عزیز می داری نگاه کن که قدیم از وجود برچیدم

 

[ ۱۳۸٢/٩/٢۸ ] [ ۳:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب