سلام!

خسته نباشید!

امیدوارم حالتان خوب باشد.

 

این هم غزلی جدید از خودم:

 

امشب چه بی ستاره زمین گریه می کند

خاموش مثل چشم جنین گریه می کند

 

بغضی بزرگ توی گلویش پر از صداست

اما بدون صوت و طنین گریه می کند

 

آهش، کلکسیون تکلم! ولی چه سود

روی مدار (خسته ترین) گریه می کند

 

دارد مذاب سوخته بالا می آورد

از بس میان رود کمین گریه می کند

 

حال و هوای خوب و قشنگش، کویر باد!

در کاسه ی قیافه ی سین گریه می کند

 

سین سیبی از تمامی بودن برای اوست

بی شک درون چشم یقین گریه می کند

 

آرام و بی سکون و پر از ناله ی سکوت

روبند روی چهره... ببین! گریه می کند

 

یا علی

 

[ ۱۳۸٢/٩/٢۳ ] [ ٧:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مصطفی کارگر ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

متولد فروردین 1359 در شهرستان گراش جنوب استان فارس هستم. مجموعه شعر چاپ شده: سلام گل سرخ سال 1380 روزنامه نگاری و نوشتن را هم دوست دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
امکانات وب